سکس با زن دایی – اسم من آرشه و ۲۵ سالمه

سلام، اسم من آرشه و ۲۵ سالمه. تو پرده‌فروشی کار می‌کنم.

قضیه از اینجا شروع شد که دایی من بعد ۲ سال فوتِ زن‌داییم، تجدید فراش کرد و زن گرفت‌. ولی این زن سر تا پا با زنداییم فرق می‌کرد‌. توی مهمونی ها این رو بیشتر می‌فهمیدم.هیکل سکسی داشت وخیلی باز می‌گشت…

توی فکرم بود که یجوری بهش نخ بدم و کارشو تموم کنم. پس یه شیرینی گرفتم و رفتم خونشون.

درو که باز کرد یه لحظه دستام لرزید‌. یه تاپ مشکی باز پوشیده بود و یه شال نقره‌ای هم الکی انداخته بود. رفتم تو. داییم سرکار بود و با لبخند احوال پرسی کردیم. یکم ناله کرد که کسی انگار راضی نبود که من و داییت ازدواج کردیم و تو اولین نفری که اومدی تبریک بگی‌.

یکم بحث کردیم و واسم چایی آورد. منم از دهنم پرید که من همینطوری داغ هستم دیگه چایی نمیخورم. یه لبخند شیطون زد و گفت باشه. وقتی فهمید تو کار پرده ام. گفت که شمارمو بدم تا اگه‌ خواست پرده عوض کنه من بیام.

یه هفته گذشت و خبری نبود تا اینکه دیدم یکی زنگ زد ناشناس بود. برداشتم و دیدم خودشه. هماهنگ کرد که غروب برم و پرده‌ خونه شونو بزنم.

یه تیپ زدم و ادکلن رو رو خودم خالی کردم و رفتم خونشون. تا دیدمش درجا شق کردم. شال نداشت و یه شلوار قد نود کوتاه با تاپ زرشکی پوشیده بود.

اب دهنم رو قورت دادم و کارم رو شروع کردم. که گفت:

_ خب آرش خان، تاحالا چند تا پرده زدی؟

_ عمم، نشمردم ک

اسم من آرشه و ۲۵ سالمه
اسم من آرشه و ۲۵ سالمه

ولی انگار منظورش از پرده چیز دیگه ای بود. اومد و از چارپایه پاهام رو گرفت که مثلا نیفتم.

نصف کار که تموم شد چایی آورد و منم یه فکری به سرم زد. دستمو زدم به چایی و ریخت روی سینش.

جیغ خفیفی. کشید و لباسشو هی میتکوند. منم مثلا هول شدمو سینش رو گرفتم و فشار دادم. بعدش ک ارومتر شد عذرخواهی کردم. اونم گفت اشکالی نداره

_ خیلی میسوزه؟

_ نه خوبم

_ میخواید ببینم چیزی شده یا نه ؟

چیزی نگفت و من آروم لباسشو زدم بالا و سینش رو اروم مالیدم. اونم چیزی نمیگفت. نوک سینش رو گرفتم که دیدم یه ناله خفیف کرد. دیدم که خودشم راضیه خیمه زدم روش و لباشو بوسیدم و گردنش رو خوردم. اونم کم کم روش باز شد و ناله می‌کرد. لباسشو کامل دراوردم و سوتینش رو دراوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش، سینه هاش خیلی نرم و گنده بود. لباسای خودم رو دراوردم و شلوارشو کندم. رفتم سمت کصش و از روی شرت یکم براش خوردم که دیدم بلند شد و شلوارمو درآورد. و شرتمو کشید پایین و ساک می‌زد. خیلی خوب ساک میزد. کلش رو میکرد توی دهنش و درمیاورد. کیرم ۱۳ سانته ولی خیلی کلفته. منم آه می‌کشیدم و موهاشو میکشیدم. انداختم رو مبل و شورتشو کندم و شروع کردم به خوردن کصش. زبونمو فرو میکردم تو کصش. اینقدر براش خوردم که ارضا شد و صورتم کثیف شد. صورتم و پاک کردم و کیرمو فرو کردم تو کصش. تند تند تلنبه میزدم و ممه هاشو فشار میدادم. چند دقیقه بعد ارضا شدم و ابم رو ریختم روی شکمش. بعد اون ماجرا دیگه باهم سکس نداشتیم چونکه میگفت عذاب وجدان گرفته ولی در اصل داییم بهش شک کرده بود و میترسید بگا بره