اسم من اشکانه و ۱۸ سالمه – داستان سکسی

سلام,

اسم من اشکانه و ۱۸ سالمه

راستش داستان من ازون روزی شروع شد که عموی من زن گرفت. من و عموم خیلی باهم جور بودیم و حتی یه مدتی باهم کار می‌کردیم‌. کلا ۸ سال تفاوت سنیمون بود. عموم که اسمش محسن بود مترجم یه شرکت بازرگانی بود و معمولا به کشورای عرب زبان سفر می‌کردو آخرش هم با یکی از دورگه های اونجا که تو دبی زندگی می‌کرد ازدواج کرد. از روز اول که ثریا(زنش) رو دیدمش یجوریم شد. چون کلا قیافه و تیپش به اینجایی ها نمی‌خورد و خیلی با دوستای عموم خوش برخورد بود.

آقا سه سال گذشت و تقریبا ارتباط من و عموم کمرنگ شده بود .منم تو این مدت عربیم رو فول کرده بودم تا شاید بتونم یه کاری مثل عموم پیدا کنم. زنگ زدم بهش و قضیه رو بهش تعریف کردم و اونم بعد یکم خوش و بش بهم گفت که بیام خونش و اونجا باهم حرف بزنیم. وقتی ادرس رو بهم داد فهمیدم که از ایران رفته. منم پول سفر و جور کردم و بعد چهار ساعت گشتن خونش رو پیدا کردم. در زدم و زنش در حالیکه یه دامن زرد بلند توری و یه بلیز نیم تنه همرنگ تنش بود در و باز کرد. همون لحظه کف کردم. سلام دادم اولش نشناخت و بعد معرفیم اجازه ورود داد. صدای اهنگ عربی تو حیاط میومد. ازش پرسیدم کع برای چیه ؟

اونم گفت که عادت داره هرروز برقصه از تصور عربی رقصیدنش یکم تحریک شدم. همونجا روی یه صندلی نشستم. برام آبمیوه آورد.

_ راستی محسن کجاست؟

_ رفته ایران مگه تو نمیدونستی؟

_ خب اگه می‌خواید برقصید من میرم و یه دور میزنم شما راحت باشید

_ نه! من خیلی تنهام. تو باشی بهتر میشه رقص کرد.

خندیدم و گفتم : فارسیت خوب شده ماشالا

دانلود فیلم سکسی
دانلود فیلم سکسی

رفت و روی تشک بزرگی که گوشه حیاط بود شروع کرد به رقصیدن. کم کم داشت گلوم خشک می‌شد و کیرم خیس!

یه قلپ از شربتم خوردم و دیدم داره کونش رو میلرزونه. عین ژله کونشو میلرزوند و منم زیر چشمی نگاش میکردم

بعد نیم ساعت رقصیدنش کیرم کامل شق شده بود‌. اومد نزدیک و گفت: اگه میخوای برو اتاق محسن لباسات و عوض کن با خودم گفتم اینا که زن و شوهرن چرا باید اتاقشون جدا باشه.

رفتم و یه تیشرت سفید و شلوارک توسی تنم کردم و اومدم بیرون. باز داشت میرقصید. یکم جرعت پیدا کردم و نزدیکش شدم و گفتم: به من هم یاد میدی؟

_ رقص؟

_ آره

_ باشه‌.

و داشت یه حرکت ساده رو یاد میداد من فقط به بدن سکسیش نگاه می‌کردم. ازم پرسید که فهمیدم و گفتم نه! بهم چسبید و گفت:

کمرت رو مثل من تکون بده و کونت رو بلرزون

خودم و بیشتر بهش چسبوندم و انجام دادم‌. یهش گفتم: گرمه! و بعد تیشرتم رو دراوردم. از پشت چسبیدم بهش و کیرم و چسبوندم بهش‌. وقتی دیدم چیزی نمیگه کمرشو گرفتم و مالیدم. دیگه فقط داشتم مخالف ریتم کیرمو به کونش میمالیدم. برش گردندم و سرمو کردم تو گردنش. چیزی نگفت و وقتی فهمیدم اوکیه شروع کردم به خوردن بدنش.از گردنش شروع‌کردم و بعد نیم تنه توریشو در اوردم و سینه هاشو مالیدم .نوک سینشو کردم تو دهنم. اونم ناله میکرد دامنشو خودش در اورد و افتادم روش و شکمشو لیسیدم. شرت مشکیش رو در اوردم و با انگشت شروع کردم مالیدن کصش. کصش تپل نبود اما سفید بود. یه زبون کشیدم روی کصش که اه و اوهش بلند شد. دوتا انگشتم و کردم تو کسش و تلنبه زدم. شلوارکم و دراوردم. ازش خواستم بخوره اولش قبول نکرد اما بعدش شروع کرد به طرز وحشتناکی ساک زدن. خودمم تعجب میکردم کیر ۱۸ سانتی من چطوری تو دهنش جا شده‌اینقدر خوب ساک میزد که کیرم داشت. از جا کنده میشد. پسش زدم و گفتم میخوام بکنمت. کیرمو کردم تو کسش و بی توجه به آخ و اوخش محکم. تلنبه زدم. ازش خواستم حالت سگی بشه و اصلا هیچی حالیم نبود.وحشیانه تلنبه میزدم که ارضا شد و چند دقیقه بعدشم من ارضا شدم. آبشو ریختم روی شکمش و بی حال کنارش افتادم.

بعد اون دو بار دیگه ام سکس داشتیم. که یبارش از عقب بود اما هیچی مثل اینیکی بهم حال نداد

سلام اسم من اشکانه و ۱۸ سالمه راستش داستان من ازون روزی شروع شد که عموی من زن گرفت. من و عموم خیلی باهم جور بودیم و حتی یه مدتی باهم کار می‌کردیم‌. کلا ۸ سال تفاوت سنیمون بود. عموم که اسمش محسن بود مترجم یه شرکت بازرگانی بود و معمولا به کشورای عرب زبان سفر می‌کردو آخرش هم با یکی از دورگه های اونجا که تو دبی زندگی می‌کرد ازدواج کرد. از روز اول که ثریا(زنش) رو دیدمش یجوریم شد. چون کلا قیافه و تیپش به اینجایی ها نمی‌خورد و خیلی با دوستای عموم خوش برخورد بود. آقا سه سال گذشت و تقریبا ارتباط من و عموم کمرنگ شده بود .منم تو این مدت عربیم رو فول کرده بودم تا شاید بتونم یه کاری مثل عموم پیدا کنم. زنگ زدم بهش و قضیه رو بهش تعریف کردم و اونم بعد یکم خوش و بش بهم گفت که بیام خونش و اونجا باهم حرف بزنیم. وقتی ادرس رو بهم داد فهمیدم که از ایران رفته. منم پول سفر و جور کردم و بعد چهار ساعت گشتن خونش رو پیدا کردم. در زدم و زنش در حالیکه یه دامن زرد بلند توری و یه بلیز نیم تنه همرنگ تنش بود در و باز کرد. همون لحظه کف کردم. سلام دادم اولش نشناخت و بعد معرفیم اجازه ورود داد. صدای اهنگ عربی تو حیاط میومد. ازش پرسیدم کع برای چیه ؟ اونم گفت که عادت داره هرروز برقصه از تصور عربی رقصیدنش یکم تحریک شدم. همونجا روی یه صندلی نشستم. برام آبمیوه آورد. _ راستی محسن کجاست؟ _ رفته ایران مگه تو نمیدونستی؟ _ خب اگه می‌خواید برقصید من میرم و یه دور میزنم شما راحت باشید _ نه! من خیلی تنهام. تو باشی بهتر میشه رقص کرد. خندیدم و گفتم : فارسیت خوب شده ماشالا رفت و روی تشک بزرگی که گوشه حیاط بود شروع کرد به رقصیدن. کم کم داشت گلوم خشک می‌شد و کیرم خیس! یه قلپ از شربتم خوردم و دیدم داره کونش رو میلرزونه. عین ژله کونشو میلرزوند و منم زیر چشمی نگاش میکردم بعد نیم ساعت رقصیدنش کیرم کامل شق شده بود‌. اومد نزدیک و گفت: اگه میخوای برو اتاق محسن لباسات و عوض کن با خودم گفتم اینا که زن و شوهرن چرا باید اتاقشون جدا باشه. رفتم و یه تیشرت سفید و شلوارک توسی تنم کردم و اومدم بیرون. باز داشت میرقصید. یکم جرعت پیدا کردم و نزدیکش شدم و گفتم: به من هم یاد میدی؟ _ رقص؟ _ آره _ باشه‌. و داشت یه حرکت ساده رو یاد میداد من فقط به بدن سکسیش نگاه می‌کردم. ازم پرسید که فهمیدم و گفتم نه! بهم چسبید و گفت: کمرت رو مثل من تکون بده و کونت رو بلرزون خودم و بیشتر بهش چسبوندم و انجام دادم‌. یهش گفتم: گرمه! و بعد تیشرتم رو دراوردم. از پشت چسبیدم بهش و کیرم و چسبوندم بهش‌. وقتی دیدم چیزی نمیگه کمرشو گرفتم و مالیدم. دیگه فقط داشتم مخالف ریتم کیرمو به کونش میمالیدم. برش گردندم و سرمو کردم تو گردنش. چیزی نگفت و وقتی فهمیدم اوکیه شروع کردم به خوردن بدنش.از گردنش شروع‌کردم و بعد نیم تنه توریشو در اوردم و سینه هاشو مالیدم .نوک سینشو کردم تو دهنم. اونم ناله میکرد دامنشو خودش در اورد و افتادم روش و شکمشو لیسیدم. شرت مشکیش رو در اوردم و با انگشت شروع کردم مالیدن کصش. کصش تپل نبود اما سفید بود. یه زبون کشیدم روی کصش که اه و اوهش بلند شد. دوتا انگشتم و کردم تو کسش و تلنبه زدم. شلوارکم و دراوردم. ازش خواستم بخوره اولش قبول نکرد اما بعدش شروع کرد به طرز وحشتناکی ساک زدن. خودمم تعجب میکردم کیر ۱۸ سانتی من چطوری تو دهنش جا شده‌اینقدر خوب ساک میزد که کیرم داشت. از جا کنده میشد. پسش زدم و گفتم میخوام بکنمت. کیرمو کردم تو کسش و بی توجه به آخ و اوخش محکم. تلنبه زدم. ازش خواستم حالت سگی بشه و اصلا هیچی حالیم نبود.وحشیانه تلنبه میزدم که ارضا شد و چند دقیقه بعدشم من ارضا شدم. آبشو ریختم روی شکمش و بی حال کنارش افتادم. بعد اون دو بار دیگه ام سکس داشتیم. که یبارش از عقب بود اما هیچی مثل اینیکی بهم حال نداد